الشيخ نجم الدين الطبسي

36

فرقه اى براى تفرقه ( فارسى )

عبدالوهاب از فرزندش محمّد رضايت نداشت و هميشه او را از عقايدش نهى مىكرد . دعوت به فتنه ميرزا ابوطالب اصفهانى - كه از معاصران ابن عبدالوهّاب است ، در مورد وى مىگويد : محمدبن عبدالوهّاب علاقهء فراوانى به مطالعهء اخبار كسانى داشت كه مدّعى نبوت بودند ؛ مانند مسيلمهء كذّاب و سجاح و اسود عنسى و طليحه اسدى و . . . . « 1 » محمد بن عبدالوهّاب ، تا زمانى كه پدرش در قيد حيات بود ، كمتر سخن مىگفت . ولى پس از درگذشت پدر ، پرده از روى عقايد خويش برداشت . تبليغات محمدبن عبدالوهّاب در شهر حريمله ، افكار عمومى را متشنّج ساخت ؛ بهگونه‌اى كه بعضى از مردم آن شهر ، كمر به قتل او بستند . از اين رو ، وى از آن ديار گريخت و به زادگاهش عيينه پناهنده شد . در عيينه با حاكم وقت ، عثمان‌بن مَعْمَر تماس گرفت و دعوت جديد خود را با او

--> ( 1 ) . سير اعلام النبلاء ، ج 1 ، ص 317 . طليحه يكى از صحابه بود . وى در سال 9 هجرى اسلام آورد و سپس مرتد شد و به طائفهء آل جفنه ( در شام ) ملحق گرديد و دوباره در زمان عمر به اسلام بازگشت و به حج آمد . عمر به او گفت : تو را دوست ندارم چون تو دو نفر از نيروهاى اطلاعات - عملياتى به نام عكاشهء بن محصن و ثابت بن اقرم را به قتل رساندى - سرانجام او در جنگ نهاوند كشته شد .